استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان اصولاً حول محور یک ایده، خلاقیت یا نوآوری شکل میگیرند که نقش اصلی در رونق و اعتبار آنها ایفا میکند و به عبارتی میتوان گفت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان به دارایی های معنوی خود وابسته هستند. همین وابستگی اهمیت مدیریت صحیح مالکیت فکری این دارایی ها را در اکوسیستم استارتاپی بیش از پیش آشکار میسازد.

زیست بوم یا اکوسیستم استارتاپی به مجموعه نهادها، ارگان ها و بخش هایی گفته میشود که به فعالیت استارتاپ ها کمک میکنند و در کنترل ریسک هایی که استارتاپ ها ممکن است با آن مواجه شوند نقش دارند. به عبارت دیگر، اکوسیستم استارتاپی شامل دولت، قوانین و مقررات، نهادها و مراجع علمی، شتاب دهنده ها، صندوق ها و بانک ها و شرکت های تأمین مالی یا شرکت هایی که به سرمایه گذاری خطرپذیر روی می آورند و حتی فرهنگ مردم می باشد. بنابراین ملاحظه میشود که اثرگذاران بر این زیست بوم متعدد و متکثر هستند فلذا در صورتی که استارتاپ ها بدون شناخت و آگاهی نسبت به چالش ها و موضوعاتی که رابطه مستقیم با رشد آنها دارد عمل کنند ممکن است دیر یا زود برخلاف یک شروع شکوهمندانه پایان حیات خود در زیست بوم استارتاپی را تجربه کنند. یکی از مهم ترین موضوعاتی که استارتاپ ها در طی دوران کاری خود مستمراً با آن مواجه میگردند بحث حقوق مالکیت فکری است.

اهمیت حقوق مالکیت فکری در استارتاپ ها به دلیل این است که نوآوری و خلاقیت برای اینکه ابراز شود و به شکلی مستمر و فزاینده شکل بگیرد باید مورد حمایت قرار گرفته و حقوق صاحبان اندیشه، اختراع، طرح ها و به طور کلی دارایی های معنوی از هر نوع تعرض مصون نگاه داشته شود.

از آنجایی که یک استارتاپ جهت شروع کار و گسترش فعالیت های خود متکی به اکوسیستم استارتاپی و مزایا و فرصتهای ارائه شده توسط آن می باشد، موضوع حفاظت از دارایی های معنوی استارتاپ در هنگام تعامل و همکاری با سایر اعضای اکوسیستم استارتاپی اعم از شتاب دهنده، سرمایه گذار، نهادهای و مراجع علمی و سایر استارتاپ ها حائز اهمیت بسیار است. اصولا، موفقیت یک استارتاپ بدون استفاده از مزایا و فرصتهای ارائه شده توسط اکوسیستم استارتاپی تقریبا غیرممکن بنظر میرسد، بنابراین، میباست با انتخاب استراتژی هوشمندانه و از طریق مدیریت بهینه، استارتاپ به بهترین نحو ممکن از دارایی های معنوی خود در تعامل با دیگر بازیگران اکوسیستم استارتاپی حفاظت نماید. باید توجه کرد که نمی توان نسخه واحدی از مدیریت بهینه مالکیت فکری برای تمام استارتاپ ها و شرکت ها در نظر گرفت و اصولاً در مدیریت استراتژیک صحبت از استفاده از یک روش واحد، امری گمراه کننده و بی معنا است. انتخاب بهترین رویکرد در حفاظت و مدیریت دارایی های معنوی در اکوسیستم استارتاپی به عواملی از قبیل استراتژی شرکت، چشم انداز رقابتی، وضعیت بازار، سرعت تغییرات قوانین و رویه ها و گستره ی نبوغ و خلاقیت وابسته است. علاوه بر این، استراتژی مالکیت فکری در استارتاپ ها تا حد زیادی باید با در نظر گرفتن ماهیت ویژه این نوع کسب و کارها صورت پذیرد که مهم ترین خصیصه آن سرعت در اقدامات است. برخورداری از یک وکیل استارتاپی موفق میتواند راههایی را که این نوع شرکت ها در حفاظت و مدیریت دارایی های فکری خود در اختیار دارند معرفی کند.

انواع دارایی های فکری

به صورت کلی حقوق مالکیت فکری به دو شاخه حقوق مالکیت ادبی و هنری و حقوق مالکیت صنعتی تقسیم می شود. حقوق مالکیت ادبی و هنری، حق پدیدآورنده آثار ادبی، هنری و علمی در نامیده شدن اثر به نام پدیدآورنده و حق انحصاری که در تکثیر، تولید، عرضه، اجرا و بهره‌برداری از اثر خود دارا است را در برمیگیرد. حقوق مالکیت ادبی و هنری به حمایت از آثار و آفرینش های ادبی و هنری مثل تولیدات سینمایی، نقاشی، کتاب و مقاله، قطعات موسیقی و غیره اختصاص دارد. موضوعاتی نظیر اختراع، علائم و نام های تجاری، طرح های صنعتی، نشان های جغرافیایی، اسرار تجاری و … در حقوق مالکیت صنعتی مورد حمایت قرار میگیرد.

همچنین، حقوق مالکیت فکری دارای دو بعد متمایز از یکدیگر، یعنی حقوق مادی و حقوق معنوی است. در خصوص بعد معنوی مالکیت معنوی و اعتباری آن برای همیشه به آفریننده و خالق تعلق دارد. مالکیت معنوی قابل واگذاری به دیگران نیست اما در مقابل مالکیت مادی دارایی های فکری افراد یعنی درآمدهای ناشی از استفاده و بهره برداری از آنها قابل انتقال و واگذاری است.

در عمل ممکن است زمانی که دو یا چند بازیگر در اکوسیستم استارتاپی مشغول به ایجاد استارتاپ یا توسعه ایده و ارائه محصول یا خدمتی باشند، موضوع مالکیت دارایی های معنوی ناشی از این تعامل یا همکاری مورد توجه قرار گیرد. در این وضعیت، وجود یک قراردادی مکتوب که به صورت صریح و معین حقوق و سهم هر یک از طرفین در دارایی های معنوی را مشخص نماید، میتواند در بسیاری از مواقع از بروز اختلافات آتی جلوگیری کند.

علاوه بر این، قوانین و مقررات متنوعی به موضوع مالکیت در جایی که دارایی معنوی حاصل مشارکت گروهی است، پرداخته اند که در ادامه به آنها اشاره می شود.

۱) آثار هنری و آفرینش های ادبی: حمایت قانونی در خصوص آثار هنری و آفرینش های ادبی به محض خلق اثر بدون اینکه نیاز به تشریفات ثبت وجود داشته باشد، برقرار میگردد. بر اساس قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان که آثاری همچون کتاب، مقاله، نمایشنامه، آثار سمعی و بصری، نقاشی، عکس و …را در بر میگیرد، پدیدآورده چنین آثاری علاوه بر بهره مندی از حقوق معنوی که محدود به زمان و مکان نیست و غیر قابل انتقال است، از حقوق مادی شامل انتشار، ترجمه، تکثیر، استفاده از اثر در تولیدات علمی یا هنری دیگر برای مدت سی سال نیز برخوردار می گردد. حال اگر پدیدآورده چنین آثاری به سفارش یک استارتاپ یا شخص حقیقی یا حقوقی اثری را خلق کند حقوق مادی اثرهایی که در نتیجه سفارش پدید می‌آید تا سی سال از تاریخ پدید آمدن اثر متعلق به سفارش دهنده است مگر آن که برای‌ مدت کمتر یا ترتیب محدودتری توافق شده باشد. قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان، همچنین به موضوع مالکیت اشتراکی پدیدآورندگان آثار هنری پرداخته و آن را به رسمیت شناخته شده است و تنها قیدی که برای این مالکیت مشاعی به چشم میخورد این است که کار پدیدآورندگان از یکدیگر متمایز و مجزا نباشد. بر اساس این قانون حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان در خصوص کپی رایت و انتشار و عرضه مورد حمایت قانون است و اگر استارتاپی در حوزه خلق اثر هنری مشغول باشد میتواند از مزیت های این قانون در حمایت از محصولات خود بهره مند گردد.

۲) اختراع: براساس قانون ثبت اختراعات، علائم تجاری و طرح های صنعتی، میتوان حالتی را تصور کرد که در آن چند شخص با مشارکت یکدیگر و به صورت مشترک چیزی را اختراع کرده باشند و در این صورت حقوق ناشی از اختراع مشترکاً به آنان تعلق می‌گیرد. حقوق ناشی از اختراع ثبت شده قابل انتقال است و درصورت فوت صاحب حق به ورثه او منتقل می‌شود بر اساس این قانون درصورتی که اختراع ناشی از استخدام یا قرارداد باشد، حقوق مادی آن متعلق به کارفرما خواهد بود، مگر آن که خلاف آن در قرارداد کاری طرفین شرط شده باشد. در خصوص حقوق معنوی اختراع میتوان گفت که نام مخترع در گواهینامه اختراع قید می‌شود مگر این که کتباً از اداره مالکیت صنعتی درخواست کند که نامش ذکر نشود. هرگونه اظهار یا تعهد مخترع مبنی بر این که نام شخص دیگری به عنوان مخترع قید گردد، فاقد اثر قانونی است‌.

۳) علائم تجاری: استارتاپ ها نه تنها میتوانند علامت تجاری مخصوص به خود را ثبت کنند بلکه در صورت همکاری و مشارکت از امکان ثبت علامت جمعی نیز برخوردارند و بر این اساس قانون ثبت اختراعات، علائم تجاری و طرح های صنعتی در اظهارنامه ثبت علامت جمعی‌، ضمن اشاره به جمعی بودن علامت‌، نسخه‌ای از ضوابط و شرایط استفاده از آن نیز ضمیمه می‌شود. مالک علامت جمعی ثبت شده‌، باید اداره مالکیت صنعتی را از هرگونه تغییر مطلع کند.

۴) نرم افزارهای رایانه ای: بر اساس قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای نه تنها نرم افزار بلکه حتی نام، عنوان و نشانه ویژه‌ای که معرف نرم افزار است از حمایت قانون برخوردار است و هیچ کس نمی‌تواند آنها را برای نرم افزار دیگری‌از همان نوع یا مانند آن به ترتیبی که القای شبهه کند بکار برد در غیر این صورت به لحاظ کیفری قابل تعقیب است. بر اساس این قانون پدیدآوردن نرم افزار میتواند ناشی از روابط کاری یا استخدام باشد. اگر کارفرما با واگذاری پروژه به پیمانکاری در خارج از شرکت زمینه طراحی یک نرم افزار را فراهم کند زمانی میتواند حق مالکانه نسبت به محصول فوق باشد که قرارداد مکتوبی در خصوص واگذاری حقوق مربوط به نرم افزار بین او و پیمانکار وجود داشته باشد و در غیر این صورت پیمانکار به عنوان مالک و مولف نرم افزار شناسایی میگردد. اما اگر چند استارتاپ یا شخص حقیقی و حقوقی در تهیه و تولید یک نرم افزار مشارکت داشته باشند براساس آیین نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای چنانچه سهم مشارکت هر یک در پدید آوردن نرم افزار مشخص باشد، حقوق مادی حاصل از آن به نسبت مشارکت به هر یک متعلق میگیرد، در صورتی که کار یکایک آنان جدا و متمایز نباشد اثر مشترک نامیده میشود و حقوق ناشی از آن حق مشاع پدیدآورندگان است.

روش های حفاظت از دارایی های فکری در استارتاپ ها

اینکه از چه روشی برای حفاظت از دارایی های معنوی استفاده شود تا حد زیادی به موضوع و ماهیت دارایی ای بستگی دارد که قصد حمایت از آن وجود دارد.

۱) ثبت اختراع و نوآوری: معمول ترین روش حفاظت عبارت است از ثبت اختراع و نوآوری که موجب میشود تا رقبای استارتاپ با محدودیت و ممنوعیت در فعالیت یا شروع به تحقیق در یک حوزه به خصوص مواجه شوند اما گواهینامه ثبت اختراع متضمن نوعی محدودیت جغرافیایی برای صاحب آن نیز هست و از طرفی ثبت اختراع به معنای مجوز فعالیت در یک حوزه نیست

۲) انعقاد قراردادهای منسجم و کامل به عنوان مثال در سرمایه گذاری های مشترک باید میزان سهام و تعلق حقوق مالکیت فکری به هریک از طرفین کاملا و صراحتاً مشخص شود و هر نوع توافقی در خصوص مالکیت بر محصول و آثار به صورت کتبی در قرارداد درج گردد. یکی دیگر از روش ها انعقاد قراردادهای مربوط به حفظ اسرار تجاری و قراردادهای محرمانگی است چرا که ممکن است یک استارتاپ رموز تجاری خود را در اختیار اشخاصی قراردهد که در تولید آثار با وی مشارکت دارند. مورد اخیر به ویژه در حوزه تولید نرم افزارهای مرتبط با محصولات یا تبلیغات اثر خودنمایی میکند.

ثبت علامت تجاری، طرح صنعتی و برند، این امر ممکن است در هنگام شروع فعالیت استارتاپ مورد غفلت قرار بگیرد چرا که تصور میشود همیشه وقت کافی در خصوص آن وجود دارد اما هوشمندانه است که این اقدام حتی قبل از عرضه عمومی ایده صورت پذیرد.

حقوق

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!